على اكبر دهخدا

1687

امثال و حكم ( فارسى )

قبل از طلوع اسلام و ظهور توحيد در عربستان سلطنت‌هاى مقتدر و دولت‌هاى استوار در آن شبه‌جزيره وجود داشته و آثار باقيهء آن نشانهء تمدنى عالى و انتظامات كامله‌ايست كه هيچوقت در عربستان نظير آن ديده نشده است ابو حيان از اين تمدن درخشان قبل از اسلام مطلع نبوده است زيرا كه اخيرا پس از تفحصات علمى آثار آن كشف گرديده است بنابراين در آن زمان كه شعوبيه عرب را قومى چادرنشين و دور از حضارت ميخوانده‌اند قولشان تا اندازه‌اى مسموع و مقبول بوده ولى امروز واقفان بر تمدن جنوب عربستان به سهولت از عهدهء رد دعوى شعوبيه برآمده و توحش مطلق عرب را رد توانند كرد . در تاريخ سلاطين ايران تأليف ثعالبى « 1 » كاملا نمايان است كه چگونه در آن عهد ميخواسته‌اند سلطنت عباسيان را دنباله و متمم دولت ساسانى قرار دهند ثعالبى از نويسندگان عاليمقدار است و كتابى در ادب عربى و احوال شعراء مؤخر از شعراى مندرج در كتاب اغانى نگاشته است كه از جملهء كتب معتبرهء ادبيات عربى بشمار ميآيد و تاليفى كه در تاريخ پادشاهان ايران پرداخته است اگرچه به زبان عربى است ولى ميتوان آن را خواهر شاهنامهء فردوسى خواند زيرا كه در اين كتاب نه فقط دولت ايران را قديمترين دول عالم و سلطنت آن مملكت را بادوام‌ترين سلطنت‌ها ميشمارد بلكه جميع اختراعات مفيده‌اى را كه موجب متمدن شدن نوع بشر است بپادشاهان ايران نسبت داده است بجاى ذكر اخبار اوايل كه در تورات مذكور است اخبارى از منابع ايرانى بيان مىكند مثلا شيار زمين گله‌دارى و رمه‌بانى و قلعه‌سازى و بناى شهرها و اختراع آلات جنگ و وضع اصول داورى و عدالت و تعيين جشنها و صيد و تعليم جانوران و اختراع ادوات موسيقى مانند چنگ ( صنج ) و فن طبخ را بپادشاهان ايران نسبت ميدهد بنابر روايت ثعالبى سلطنت ايران در زمان پيشداديان بذروهء ترقى رسيد . خواه نخستين شهريار پيشدادى را با آدم ابو البشر يكى بدانيم و ديگرى از پيشداديان را با سليمان شخص واحد بشناسيم يا نه ، در هر حال اساطير ايرانى جاى اساطير بنى اسرائيل را گرفته است . بناى برج بابل را بيكى از پادشاهان ايران نسبت ميدهد و سرگذشت موسى را كه در شيرخوارگى در سبدى نهاده و بامواج شط سپرده شده است بدارا منسوب مىكند . هرچند سلاطين ايران مسلمان نبوده‌اند ولى صاحب صفات و خصالى قريب بمسلمانى شمرده ميشده‌اند كيقباد

--> ( 1 ) مراد كتاب غرر اخبار ملوك الفرس ثعالبى است .